چه هوایی ، چه هوایی می دانم آسمان دل من بارانی است
باور
ای کاش می توانستم
خون رگان خود را من
قطره قطره
بگریم
تا باورم کنند!!!
+
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:32 توسط مینا
|
درباره وبلاگ
گفتی چشم ها را باید شست،شستم ولی... گفتی جور دیگر باید دید !دیدم ولی ...گفتی زیر باران باید رفت،رفتم ولی او نه چشمهای خیس وشسته ام نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندیدو گفت:دیوانه بارون زده