چه هوایی ، چه هوایی می دانم آسمان دل من بارانی است
فراسوي خيال
گذري خواهم كرد
به فراسوي خيال
وصعودي به افق هاي بلند
بستري خواهم ساخت
از حرير احساس
نظري خواهم كرد
به عروج خورشيد
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:55 توسط مینا
|
درباره وبلاگ
گفتی چشم ها را باید شست،شستم ولی... گفتی جور دیگر باید دید !دیدم ولی ...گفتی زیر باران باید رفت،رفتم ولی او نه چشمهای خیس وشسته ام نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندیدو گفت:دیوانه بارون زده