تبليغاتX
دیوونه بارون زده - از زندگی خسته شدم...

 

خیلی دلم گرفته

 

از زندگی خسته شدم،از تکرار روزهای خسته،از شبهای تنهایی ،از دوستان بی معرفت،از همه مردمی که حرفهایشان دروغ و تکراری است. نمی دانم چگونه زندگی کنم !چگونه زندگی کردن را از یاد برده ام ... همه جا را سکوت سرد و دلتنگ کننده ای فرا گرفته ،دلم برای شادی ها تنگ شده برای خنده های  بلند...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 14:59 توسط مینا |